تنهای ام را با تو قسمت می کنم ، سهم کمی نیست

اینجا فقط حرف دله ... باورش هرچند مشکله

تنهای ام را با تو قسمت می کنم ، سهم کمی نیست

اینجا فقط حرف دله ... باورش هرچند مشکله

(( دفتر عشق ))

دفتر عشق که بسته شد  دیدم منم تموم شدم

خونم حلال  ولی بدون به پای تو حروم شدم

اونی که عاشق شده بود   بدجوری تو کار تو موند

برای فاتح دلت  حالا باید فاتحه خوند

تموم وسعته دلو به نام تو سند زدم

غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم

از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکی ام

چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکی ام

دفتر عشق که بسته شد  دیدم منم تموم شدم

خونم حلال - ولی بدون به پای تو حروم شدم

دوست ندارم چشمهای من  فردا به آفتاب وا بشه

چه خوب می شه  تصمیم تو آخر ماجرا بشه

دست و دلت نلرزه   بزن تیر خلاصو

از اون که عاشقت بود  بشنو این التماسو

 

 

 

 

 

 

نظرات 3 + ارسال نظر
ندا شنبه 12 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 01:51 ب.ظ http://nazanincity.blogsky.com

سلام مرسی که به من سر زده بودی

ندا یکشنبه 27 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 11:12 ب.ظ

ندا یکشنبه 27 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 11:32 ب.ظ

جوابت کامل بود مرسی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد